#مافیا_عاشق

#مافیا_عاشق
پارت 6🍷

_خب یادت بمونه
+خا الان لباس نداری اینجا من هیچی ندارم بخاطره شما
_دارم برات گرفتم تو کمد هست
(ات رفت در کمد رو باز کرد و وقتی لباسا رو دید پشمام که هیچ برگاشم ریخت به کوچیکیه خودتون ببخشید من با همه خوشی دارم😂)
+اینا چین دیگه
_لباس
+اونو میدونم چرا همشون بازه
_خب تو کوچیکی حتما بازه برات
+هی متوجه هستما همش به کوچیک بودنم گیر میدیا
_باشه باشه نکش مارو
+نکشتمت من میرم حموم میام
_برو
+رفتم
(ات حوله رو یادش رفت🗿)

(نیم ساعت بعد)
ات هرچی دنبال حوله گشت پیداش نکرد
و تصیمیم گفت ته رو صدا کنه
+تهیونگ
_بله
+میشه... میشه حولمو بدی
_اها اون باشه(لبخنده چصافتانه😂)
+بدو
_باشه اومدم
(ته رفت که حوله رو بده تا دم حموم رفت ولی پاهاش به فرش گیر کرد با کله خود زمین😂😂چیه انتظاره چی داشتین🗿)
+(ات از خنده غش کرد😂)
_خیلی خنده داره؟
+ارع خیلی
_زهرمارررر
+باشه باشه حوله رو بده من
_بیا(داد به ات)
(ات حوله رو دور خودش پیچید و اومد بیرون ات خجالت میکشید چون حوله تا رونه پاهاش بود و ترقوه هاشم خیلی معلوم بود)
_خجالت نکش فعلا نمیخورمت
+یعنی چی فعلا
_یعنی... الان نمیکنمت
+خیلی بی ادبی بی حیا
_نظر لطفته گلم
+واقعا که من برم لباس بپوشم تو عم برو بخواب دیگه
_فکر فرار به سرت نزنه میدونی که من کیم
+ارع متاسفانه بزرگترین مافیای کره
_خب پس فکره فرار به سرت نزنه چون میدونی هرجا باشی پیدات میکنم و اگه پیدات کنم پاهای پایینت بی حس میشه😈
+عه باشه بابا منحرفه بدبخت


(ات موهاشو خشک کرد و لباس پوشید و رفت رو تخت دراز کشید و تا جایی که میتونست فاصله گرفت از ته)

(ته اونو از پشت بغل کرد و کشید طرفه خودش)
+نکن
_چیکار نکنم
+میخام ازت دور باشم
_چرا
+اینو میدونی که من به اجبار اینجام دیده یا بهتره بگم منو دزدیدی
_خب بابا هی نزن تو سرمون اینو من ادم زیاد میدزدم

#جیم _ا.ت

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱)

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

𝓪𝓻𝓽۳۴ـــــــــــــــویو رسیدن ات و یونجون به خونهات: ممنون ک...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

پارت:۶ویو تهیونگ:صبح ویو:با تکون خوردن تخت بیدار شدم دیدم پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط