وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه . . .
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری . . .
دیدگاه ها (۳)

خنده ی ممنوعه.

پارت ۲(یونا عقب عقب میره که یهو میخوره به یه نفر که با ترس ب...

professor Riddle,p42

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁵ | پارتـ ⁵🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

وقتی اکسته و میخواد بهت برگردهکل سالن اسلیترین رنگ سبز به خو...

معامله نهاییپارت ۶۷« هوانگ یه عوضیه . یه عوضی به تمام معنا ....

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵۰_مطب های "دکتر روا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط