آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۷۱

(ویو نیلسو)=جونگ کوک در باز کرد که مامان و جیمین وارد اتاق شدن.....
با تعجب داشتم بهشون نگاه میکردم که مامان گفت:
_"در قفل بود.....کاری داشتید؟."
سرمو کج کردم که صورتم که از خجالت بوسه کوک قرمز شده بود رو نبینه‌‌.....
جونگ کوک پوزخندی زد :
_"نه فعلا داشتم به حال خانومم رسیدگی میکردم."
جیمین که تا الان حرفی نزده بود به سمتم امد و روی تخت نشست..
متوجه درهم شدن ابروهای جونگ کوک شدم...
جیمین دستشو روی صورتم کشید:
_"بهتری؟توی کشتی نتونستم ببینمت...شونت درد نداره؟."
+"بهترم....شونم هم یکم گاهی سوز میده."
آروم گفتم....
مامان گفت:
_"مادر شوهرت گفت بگم بیاین پایین میخواد با نمیدونم.....فک کنم عمه ی داماد اشنات کنه."
اهانی گفتم....
+"خب باشه."
خواستم بلندشم که جونگ کوک گفت:
_"فقط کافیه از تخت جم بخوری نیلسو....بخواب شب باهاش آشنا میشی....بخواب."
هم زورگو هم تهدید میکنه هم مراقبه.......
مگه میشه اخه اصلا یه آدم اینجوری باشه؟
جیمین و مامان هم از حرفش خنده شون گرفت و از اتاق بیرون رفتن.....
آروم مجدد دراز کشیدم جونگ کیسه آب گرم رو روی دلم تنظیم کرد و گوشیمو ازم دور کرد....
بوسه ای روی سرم زد:
_"بخواب شب بیدارت میکنم."
باشه ای گفتم.....جونگ کوک از اتاق بیرون رفت.....
مدتی نگذشت بود که به آغوش خواب رفتم...

شرط = ۳۰۰ لایک،۱۰۰ بازنشر
دیدگاه ها (۴۷)

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

پارت ۱۰روز بعد، نیلسو زودتر از همیشه وارد کلاس شد.کیفش را رو...

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

سناریو

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

چندپارتی جونگ کوک

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

پارت ۶ 🖤با شنیدن حرف جونگ‌کوک، قلبم ریخت.— «چی گفتی؟ جیمین د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط