پارت

پارت 2

ات از لحن حرف زدن جین جاخورد

+ببینم حالت خوبه ؟

_ به تو چه

ات سیع کرد ناراحتیشو پنهان کنه

+ ب..ب..ببینم چیزی خوردی ؟

_ آره

+ به نظرت امروز...روزه خاصی نیس؟

_ نه...امروزم مثله بقیه ی روز هاست چطور؟( سرد)

+ ی...یعنی..ت..تو...

_ من چی هومم؟

+ یعنی انقدر برات بی ارزش شدم؟

_ اهههه ولم کن ات.. خیلی خستم

+ چرا..چرا هاااا؟؟...چرا یهو تغییر کردی هااا؟ ازم خسته شدییی؟( عربده)

_( یه سیلی محکم به ات زد)
_ سر من داد نزنااااااا ( عربده نه ها عربدع)

ات مات و مبهوت به جین نگاه میکرد ارزوش این بود این فقط یه خواب باشه ولی نبود ات لحنشو عوض اینبار صداش آروم و پر از بغض بود ، بغضی که هر لحظه به اشک تبدیل میشد..

+ میدونی.. انتظار نداشتم که یادت رفته باشه.. بیخیال شب بخیر ببخشید عصبانیت کردم...( سرش پایین بود و رفت اتاقش)

12:۰۰ دقیقه ظهر
ویو ات
از خواب بیدار شدم واییی چقدر خوابیدم البته عادی بود چون کل شبو نخوابیدم و همش گریه کردم ، رفتم و توی آینه به خودم نگاه کردم. چقدر گریه کردم چشمام پوف کرده بود با یادآوری دیشب دوباره گریم گرفت چقدره سربارشم و خودم خبر ندارم ، از اتاقم رفتم بیرون که.....



ادامه دارد......
دیدگاه ها (۱۰)

پارت 3ویو اتکه دیدم داداشم داره صبحونه میخوره عجیبه معمولاً ...

پارت آخرجین به اعضا زنگ زد و امدن عمارت جیننامجون: به به بعد...

پارت 1شب بود، همه جا سرد و بی روح بود ، درسته! جین عضو بی تی...

اینمم تیزرشچطوره؟

وقتی بهت سیلی زد...پارت ۱۲:۴۰دقیقه شبویو ات واییی چرا پس انق...

☆رانداخر☆part20ات: از اتاق زدم بیرون...... داشتم میرفتم که ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط