عشق های امروزی را چشیده ای دلبندم؟

عشق های امروزی را چشیده ای دلبندم؟
طعم کشک می دهند
سراپا ادعایند گل من!
فرهاد هم اگر بود؛ به جای کندن بیستون مخ می زد احتمالا!
دیگر صدای تیشه نمی پیچید در شهر
طفلکی عشق
چقدر زجر می کشد از این شیرین فرهادهای قلابی
گاهی باید رد شد
گاهی باید در اوج نیاز، نخواست
گاهی باید کویر شد
با همه ی تشنگی منت هیچ ابری را نکشید
گاهی باید سیگارت را برداری
و رهسپار کوچه هایی بشی که
خیلی وقته رهگذری ازش عبور نکرده
گاهی باید نباشی
تا لااقل یه جایی توی گوشه کنار این شهر
دلی برات تنگ بشه…
دیدگاه ها (۱۵)

من هستم… زنده ام. نفس می کشم… هنوز گاهی اوقات دیوانه می شوم ...

فرياد سكوتم را گوش كن و نجواي خاموشي ام را معنا كن من مفهوم"...

مرا در روزی بارانی دفن کنیدتا آتش قلبم خاموش گردد در طابوتی...

نـشانـی ام را مـیخـواستـی ؟ هــمـان مـحـلــﮧ ی قـدیـمـی پـا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط