گاهی آسمان به زمین نزدیک میشود ، آنقدر نزدیک که انگار کسی

گاهی آسمان به زمین نزدیک میشود ، آنقدر نزدیک که انگار کسی میخواهد از دورترین کهکشان به نقطه ای از زمین خیره شود. می خواهد شاهد اتفاقی باشد. میخواهد در حوالی این روزمرگی ها کسی را ببیند که گاهی به آسمان نگاه میکند. کسی که در عمق نگاهش ستاره ای سوسو میزند. ستاره که نه ، شاید کهکشانی که هنوز کسی برایش نامی انتخاب نکرده. زندگی ادامه دارد، برای من، برای تو. مثل هر روز ، مثل هر شب. اما برای تو با آن ستاره ی گم شده در نگاهت شاید این زندگی نیست که ادامه دارد. شاید این تویی که تا زندگی هست ادامه داری و به پایان نمی رسی. با توام ! خود را به خواب نزن . این دیگر دست من و تو نیست . کهکشان ها هیچ وقت از یاد نمیروند...


سید میلاد اسلام زاده
دیدگاه ها (۱)

چقدر دلم هوای تو را دارد، بیا دیگر! بیا و بگو تمام این سالها...

به پشت سر نگاه نمی کنم. افسوس خوردن را به من یاد نداده اند. ...

دلم برای دوست و خانه ی دوست تنگ است. راستی نشانی اش کجا بود؟...

کسی صدایم میزند. از صبح احساس میکنم کسی صدایم میزند اما هیچ ...

چشم های تو آبی نیست ولی وقتی نگاهم میکنی چنان در دنیای رویاه...

همیشه که نباید همه چیز خوب باشد!در دلِ مشکلات است که آدم، سا...

پارت13:وقتی برگشتن، همه چیز فرق کرده بود. دیگه نه فقط یه پزش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط