اشک رازی ست

اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
اشک آن شب لبخند عشقم بود!!
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی یاچیزی چنان که بدانی!!
من درد مشترکم مرا فریاد کن...
« احمدشاملو »
دیدگاه ها (۳)

هـــوس کـــــرده ام ،چــنـــــان گــــیـــج شــــــوم از تــ...

دلم میگیرد . . .وقتی که منتظر شنیدن صدایت هستم و هیچوقت آن ر...

:))))

آرام چشم هایت را ببند...یک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار اس...

داستان عاشقانه جدید

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط