پارت چهل و هفت عشق سرد: "قول میدم"

پارت چهل و هفت عشق سرد: "قول میدم"


بارون داشت آروم روی پنجره‌های ویلا می‌ریخت. هوای داخل گرم بود، ولی نه از بخاری یا پتو… از حرفایی که بالاخره بعد مدت‌ها بین‌شون رد و بدل می‌شد.

تو نشیمن نشسته بودن. سه‌بوم روی لبه‌ی مبل، ساعدش روی زانوش، زل زده بود به سانمی که روبه‌روش نشسته بود و یه لیوان چای دستش گرفته بود.

فضا بین‌شون پر از اون تنش عجیب بود؛ نه قهر، نه آشتی… یه چیزی بین خاطره و واقعیت.

سانمی لیوانش رو روی میز گذاشت، نفسشو داد بیرون و آروم گفت:

— «فکر کنم… شاید رفتنت نیاز بود.»
صدای بارون بیرون، سکوت اتاقو پُر می‌کرد.
— «میدونی... جفتمون ترس از دست دادن همو داریم… :)»

سه‌بوم یه لحظه پلک زد. نگاهش آروم افتاد روی چهره‌ی سانمی.
لباش یه ذره از هم باز شد، ولی انگار هیچ کلمه‌ای کافی نبود برای اون چیزی که تو دلش می‌جوشید.

اما بلاخره گفت:

— «یادته چی گفتی؟ گفتی اگه دوستت دارم، باید بذارمت بری.
و من گذاشتمت بری... ولی هیچ‌وقت از دلم نرفتی.
می‌دونم ترسیدی. منم ترسیدم. ولی ترس، دلیل جدایی نیست. شاید حالا وقتشه… که نترسیم.»

سانمی لب زد:

— «تو خیلی فرق کردی.
سرده شدی. مغرور. نگاهت حتی گاهی ازم رد می‌شه.
اما الان… این لحظه… انگار همون سه‌بومی هستی که عاشقش شدم.»

سه‌بوم بلند شد.
چند قدم برداشت. اومد نزدیک سانمی، خم شد، دستاشو گذاشت کنار صورتش.
با صدای خیلی آروم، با چشمایی که براق شده بودن گفت:

— «و تو همون دختری هستی که… هنوزم دلم می‌خواد برام نقاشی بکشه، بستنی‌اشو قایم کنه، و شب بخوابم کنارش بدون اینکه بترسم... از دستش بدم.»

سانمی قلبش لرزید.
یه قطره اشک گوشه‌ی چشمش جمع شد ولی لبخندش پررنگ‌تر شد.

— «باشه… فقط قول بده اگه بازم خواستی بری… بهم بگی.
نه این‌بار، بی‌صدا.»

سه‌بوم خم شد، پیشونیشو گذاشت روی پیشونی سانمی، چشم‌هاش بسته.

— «قول می‌دم.»
دیدگاه ها (۱)

درخواستی

بهار بدون تو

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۵: «شب دوتایی» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپار...

دوپارتی هیونجین

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

صدای خش‌خش برگ برگ زرد و نارنجی چه قرمزه گونه‌هاتسرده هوای ...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.1 (روایت از زبان ن...

دید پنهان انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط