من اختیار نکردم پس از تو یار دگر

من اختیار نکردم پس از تو یار دگر
به غیر گریه که آنهم به اختیارم نیست
#شهریار
دیدگاه ها (۱)

قهوه ات را بنوش و باور کنمن به فنجانِ تو نمی گنجم...

این چنین پای مزن بر من افتاده به خاکمن همان برگ بهارم که غمت...

شب های پاییزطولانی استبرای کسی کهپشت پنجره تنهایی رابغل کرده...

چشمانـــت ...؟ آخـــرین فرصــت ....برای نُو شدن شعرهای...

دگر در سوز و سرمای قلبم خبری از دلنشینی گرم تو نیست... . . ....

آهنگهای نوستالژی و ماندگار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط