مرجان مرا بگیرند

مرجان مرا بگیرند
بازهم هوایش هوایی ام می کند
تا پربکشم در چشمان ستاره دارش
ودراوج باورهای هم شده ی هم پیمان
راهی به سوی یکی شدن باشد
و هر چند راه ورسم درازی است
در جان جانانه ام
اما با او جان دیگرم
نیمه ی خودی ازهم سرم
دیدگاه ها (۳۱)

بزن بارون بزن خیسم کن، آبم کن، ترم کنکمک کن تازه بارون من غر...

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم گوزه گر از خاک...

آدمک خسته شدي از چه پريشان حالي؟پاسي از شب که گذشته است چرا ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زادو فریبا بمیردشب مرگ تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط