گُفت:میشناسیش؟؟!!

گُفت:میشناسیش؟؟!!

صَدتا خاطِره اُمد جِلو چِشمَم

یه لَبخَند زَدم

گُفتَم نه کیه؟؟!...!!!
دیدگاه ها (۱)

هعیییی یدقه کل خاطراتم با اون دوستام امد جلو چشمم

پارت هفتم نماد مرگ

‏یه سری امتحان داشتم خواب موندم زنگ زدم به استاد گفتم ببخشید...

رفتیم خواستگاری هرچی زنگ زدیم باز نکردن، زنگ زدم به گوشی پدر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 194♡⁠。⁠)⁩هر اشک...

بابابزرگم از یه بنده خدایی دلخور بود یهو وسط حرفاش گفت من دی...

جئون نامرا

Part ³⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)کلاهشو...

اتنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط