𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 11

اون زن نباید کمی به حرفهای دخترش حق میداد؟

نمیبخشم... هیچکدومتونو نمیبخشم

_ همه اش تقصیر من بود

این بار با فریاد تکرار کرد و لیوان رو به آینه اتاقش پرت کرد

_همه این اتفاقای فاکی تقصیر من بوووددد .

به تصویر نصفه و نیمه اش توی آینه نگاه کرد و پوزخندی زد

_حالا لذت ببر



جونگکوک ویو

بعد از بررسی برگه ها نگاهش رو به زن رو به روش داد

+خب لیدی... پس میخوای با من شراکت کنی!؟

^هومم

+ اونوقت مطمئنی قصد دیگ ای نداری؟

^ اگرم قصد داشته باشم... قصدم به ضررت نیس مستر جئون
و نگاه اغواگرانه ای بهش انداخت

جئون لبخندی زد و صورتش رو نزدیک برد و روی صورتش غريد

+گمشو هرزه ، دیکم برای امسال تو حیفه

^ اونایی که زیرت بودن چی ؟

+ اونشو من تشخیص میدم

و پوزخند حرص دراری زد

|2021 فلش بک|

جونگکوک دست اون دختر رو گرفته بود و مخفیانه اون رو از در عمارت بیرون میبرد

+ کسی نمیدونه تو اینجایی جونگسو گفت ببرمت خونه خودش

×میگم که... شما نمیاید اونجا؟

جونگکوک کمی دستپاچه شد و من من کنان گفت

+ من ... میام... میام و بهت سر میزنم تا چیزی کم و کسر نداشته باشی

×ممنونم جونگکوک شی. شما خیلی آدم مهربونی هستی

+خواهش میکنم... هه رین شی

×با من راحت حرف بزن شما ازم بزرگتری

+هوم.. باشه ، بریم؟

×با ماشین شما میریم؟
+ امم .. من ماشین شخصی ندارم با راننده هم بریم بهمون شک میکنن پس... با آژانس میریم

هه رین که از شنیدن این حرف جونگکوک حسابی دستش پر بود .. گفت

×چطور شما ماشین شخصی ندارید اونوقت جونگسو او پا داره؟

+ چون من خودم نخواستم

× بنظرم این یجور فرق گذاشتنه

+پدر مادر من فرق نمیذارن .. ح .. حتى جونگسو فکر میکنه اونا منو بیشتر دوست دارن ولی

×جونگسو داره کاملا اشتباه فکر میکنه جونگکوک شی.. اونا دارناز خوب بودن تو استفاده میکنن و با زبون نرمت میکنن تا فکر نکنی اونو بیشتر دوست دارن واسه همینه که دارن همه چیز رو برای جونگسو فراهم میکنن خونه ماشین پول ب تو هیچکدوم رو ندادن و فقط چند تا حرف ازشون داری که بهت میگن تو خوبی

+ اونوقت تو اینارو از کجا میدونی؟

×خب مشخصه ... همه مامان باباها اینجورین بچه های خوبشون رو اینطوری راضی نگه میدارن و میگن بیشتر دوست داریم ولی در اصل به اون بچه ای که بیشتر دوسش دارن بها میدن. میدونی که

جونگکوک نذاشت حرفش کامل بشه و گف : آژانس اومد.. سوار ا بشیم

هه رین حرفش رو خورد و متوجه شد جونگکوک علاقه ای به ادامه این بحث نداره

اون پسر زیادی خانواده دوست و خوب بود

پایان فلش بک | زمان حال |
+جانگ

با صدای بلند و رسا جوری که مو به تن همه کارمندها سیخ بشه گفت

بله آقا؟ #

+ از این ب بعد هرزه ها رو راه بدی من میدونم و تو از ریخت و قیافشون چطور نمیفهمی؟

ا..اخه #

+ نکنه فکر کردی من هرزم؟

. ن... نه آقا من غلط بکنم #

+ گمشو

چ.. چش #

کشو زیر میز رو باز کرد و چاقوی تیزش رو که داخل پاچه بود بیرون آورد و دستی بهش کشید
چقدر دلش میخواست بازهم با اون بدن کسی رو نقاشی کنه وقتی اون دختر مشتاق بود تا زیر جئون باشه و زجر بکشه. پس تردید چرا؟

درسته اون هیچ تردیدی نداشت و بلکه از اون پیشنهاد خوشش اومد

. ولی تمام هدفش تحقیر کردن اون دختر یعنی لیویا بود چقدر تحقیر کردن آدمها لذت بخش بود

وقتی با چشمهایی که حقارت رو میشد از داخلش دید بهت نگاه .. میکنن

و بازهم ذهن یک انسان سالم از این قبیل کارها لذت نمیبرد کلافه شده بود و اینکه عصبی شده بود دسته خودش نبود ناخودآگاه چاقوی توی دستش رو فشرد و متوجه خون روی .. انگشتهاش شد

+عاح ... فاک
فریاد زد و چاقو رو روی زمین پرتاب کرد

با دستمال خون دستش رو پاک کرد و بطور فعلی چسب زخمی روش زد ولی زخم دستش بزرگتر از چیزی بود که چسب زخم بپوشونتش

بینی اش رو بالا کشید و متوجه حالش شد. اون حال رو میشناخت بسرعت شماره جک رو گرفت

جک : بله مستر جئون

+جک

جک : چیشده کوک..؟ حالت خوبه؟

+داری؟

جک : اگه داشته باشمم بهت نمیدم جونگکوک

+جکک

با نعره صداش کرد و دستهاش رو بیشتر فشرد
جک عصبی فریاد زد
لعنت بهت جونگسو ... لعنت بهتتت
. بیا خونم

جونگکوک تلفن رو قطع کرد و بعد از برداشتن سوئیچ ماشینش به اسمت خونه جک روند

لیویا ويو

. حاضر بود هر چیزی رو تحمل کنه تا به مقصود خودش برسه
رفتن به خانه جئون و در نهایت مرگش مگه نه؟

حالا اون دختر به نقطه ای رسیده بود که به مرگش خوشحاله


جک ویو

در رو باز کرد و قیافه در هم جونگوک رو دید که با دستهاش بدنش رو پوشونده

جک : بدن درد داری؟

با صدای لرزون و بینی گرفته جواب داد
دیدگاه ها (۱۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 12 جک ویودر رو باز ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 13_به پشنهادم فکر کر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 9.. با فکر به اینکه ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 26_من آمادمجونگکوک ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 27+مطمئن باش عوضیایی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 36جک به جونگکوک که ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ____________________مقدمه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 30همونطور که فاصله ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط