چنین که غرق در آیینه‌ای به خودبینی

چنین که غرق در آیینه‌ای به خودبینی
مرا که ماتِ توام نمی‌بینی

اگرچه لحظه‌ای از غم جدا نبوده دلم
پر است چهره‌ام از خنده‌های تزئینی

بگو تو را چه بنامم که جمع اضدادی
شراب تلخی و مثل گلاب شیرینی

عذاب می‌دهی اما نمی‌توانم آه !
دعا کنم که به خاکِ سیاه بنشینی

گداخت جان من اما عجب گداختنی !
شکست بغضِ من اما چه بغض سنگینی !

حقیقت همه‌ی شعرها تبسم توست
چه عاشقانه‌ی نابی ! عجب مضامینی !
دیدگاه ها (۱)

علی کاوند

#کاشکی_میشد_دوباره_به_زمین_برگردم. #Part 4حضور هیونجین در تا...

#جسدهای_بیحصار_اندیشه #قسمت_پنجم سیستم رو خاموش کرد.باقی مون...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...۹۶/۶/۳۰فال روزانه متولدین فروردین:...

کوروش نخواب که ملتت در خواب است... (اشک آدم درمیاد حتما بخون...

ܓ✿ پیوند آب و آیینه سالروز ازدواج حضرت علی ع و حضرت فاطمه س...

جادویی به نام عشق

#قسمت صدو یکچته رَم کردی؟حیف نمیشد بلند بهش گفت!عاقد اومد و ...

رمان همزادپارت۶۱-...هههه چع انتظاری داری آدین فک کردی الان م...

#P𝗔R𝗧 : 105#CHAPTER : 2〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط