گاهی دلم میخواهد بگذارم و بروم بی هرچه آشنا

گاهی دلم میخواهد بگذارم و بروم بی هرچه آشنا

گوشه ی دوری گمنام

حوالی جایی بی اسم

گاهی واقعا خیال میکنم روی دست خدا مانده ام

خسته اش کرده ام.
دیدگاه ها (۲)

اعتِراف می کُنَم که«باختَم»❢تاسَم«جُفت»بود وَلی«جور»نَبودبرگ...

†††††

خدایا کسی را که قسمت دیگری است سر راهم قرار نده تا شبهای دلت...

آشفته ام!هر روز آشفته ترم!در دلم توفانی برپاست!خیال تو...خیا...

واقعا نمیدونم چرا ولی گاهی دلم میگیره وقتی فکر میکنم ی روزی ...

ما هم اینجای ماجرا رو گرفتیم و وسط جنگ هم سرکار بودیم

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آهسته غوغا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط