تو عشق بودی

تو عشق بودی
این را از بوی تنت فهمیدم
شاید هم خیلی دیر به تو رسیدم
خیلی دیر...اما مگر قانون این نبود
که هر آنچه دیر می آید
عاقبت روزی به خانه ی ماهم خواهد رسید؟
عادت کرده ایم به نداشتن ها
و شاید به اندوه
آری،تو عشق بودی
این را از رفتنت فهمیدم
وگرنه
این شهر
هرگز اینچنین
سرسنگین نبود...
دیدگاه ها (۱)

من منتظر هیچ اتفاقی نیستم...!من منتظرِیک روز معمولی‌امکه تو ...

از فاصله ها می ترسمو اینکهاز یاد ببریتنهایی شعرهایم را ...و ...

دوست داشتن تُوتنها برنامه ایستکه قلبِ من می تواند اجرا کند.....

𝓟𝓪𝓻𝓽_۲#★وسوسه عشق ★از دید اکوتاگاوا ★با سر درد بدی از خواب ب...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟖مانیا هنوز چیزی نگفته بود.فقط به جیمین ...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁴چند لحظه‌ای در آن ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط