#نفرتی_عاشقانه
#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟐
جونگکوک:راستی جیمینی چقدر خوشگل شدی.
جیمین:نه به اندازه تو.
هردو پسر داشتن از هم دیگه تعریف میکردن.
ولی این تهیونگ بود که داشت از حسادت میترکید.
تهیونگ:راستی جیمین.
جیمین:بله جناب وی.
تهیونگ:بیرون از محل کار بهم بگو تهیونگ، دوست جونگکوک دوست منم میشه.
جیمین:چشم جنا_ یعنی تهیونگ.
جونگکوک کپ کرده بود از حرف ته.
بالاخره بعد از چند دقیقه رسیدن.
هرسه جذاب ما از ماشین پیاده شدن و تهیونگ سوییچ رو داد به مسئول پارکینگ و خودش همراه با دو پسر کنارش وارد بار شد.
بوی ال.کل، نوشیدنی های مختلف به مشامتون میخورد.
دختر ها و پسرها وسط، روی سن بودند و بدون اهمیت به بقیه بد.ن هاشون رو همزمان با ریتم اهنگ تکون میدادند و تو حال خودشون بودند.
بعضی ها هم یا درحال سک///...س یا درحال کیس رفتن بودند.
که نگاه تهیونگ به هیونگاش خورد.
هرسه پسر رفتن سمت بقیه.
که جیمین پشت کوک بود و کوک داشت سلام میداد.
جونگکوک:خب هیونگا من با خودم یه مهمون اوردم.
جین:کیه؟ کجاس؟
جونگکوک:همینجاس، جیمین بیا .
که جیمین از پشت کوک اومد اینور و تعظیم کوتاهی کرد.
جیمین:سلام من پارک جیمینم دوست جونگکوک.
هوسوک:سلام جیمینی، چقدر تو کیوت و کوچولویی.
جیمین خنده ای کرد.
نامجون:خب پسرا بشینین.
میزشون دایره ای بود و ترتیب نشست نشون اینجوری بود که اول جونگکوک ، جیمین ، جین، یونگی، جیهوپ و بعدش تهیونگ بود
هوسوک:خب پسرا چی میخورین.
تهیونگ:منکه یک ویسکی.
جونگکوک:منم سوجو.
همه که دیدن جیمین ساکته نامجون گفت.
نامجون:هعی جیمینشی تو چی میخای.
جیمین:امم من یک ابمیوه.
نامجون باشه ای گفت و سفارش هارو به گارسون داد.
تو جمع فقط یک نفر ساکت بود، اونم یونگی بود، داشت با نگاهش جیمینو میخورد.
با خودش میگفت که خدا چه انسانی خلق کرده که از صدتا فرشته هم زیباتره.
کیوته، کوچولوی، جوجه س.
جیمین حس نگاه سنگینی رو رو خودش حس کرد کمی سرش رو بالا اورد که با مردی چشم تو چشم شد که شبیه پیشی ها بود.
خیلی نازو ملوس بود.
تک خنده ای کرد.
جونگکوک برگشت سمت جیمین و گفت.
جونگکوک:جیمین یادته( نیشخند)
جیمین بهت زده به کوک زل زد.
جیمین:چی ها.
جونگکوک:شوگر ددی رو میگم.( نیشخند)
جیمین:اووو پسر میبینم که هنوز یادته، ولی منم هنوز یادم نرفته، ولی تو چی تو که یادت نرفته( نیشخند)
جونگکوک:چی رو.
جیمین:تریسام رو میگم( شیطون )
جونگکوک با این حرف جیمین محکم زد رو شونه ی جیمین و گفت.
جونگکوک:نه داداش قرار خوش بگذره.( خنده ی شیطون)
تهیونگ که بخاطر صدای موسیقی و همهمه ی کلاپ صحبت های جیمین و کوک رو نمیشنید خیلی عصبانی بود.
که جیهوپ پرید.
هوسوک:جونگکوک.
جونگکوک:بله هیونگ.
هوسوک:اون شب و یادته
جونگکوک:کدوم شب.
هوسوک:همون شبی که مست بودی .
جونگکوک:اها( خنده)
هوسوک:بریم برقصیم؟( خنده)
جونگکوک:بریم.
جیهوپ و جونگکوک رفتن وسط و شروع کردن به رقصیدن.
جیمین: تهیونگشی.
تهیونگ:بله.
جیمین:شما همیشه از اینجور جاها میاین.
تهیونگ:منظور.؟
جیمین:یعنی همیشه نوشیدنی های ال.کلی میخورین و میاین بار.
تهیونگ:تقریبا اره، برای چی.
جیمین:هیچی، اخه زیادی نمیام اینجور جاها.
تهیونگ:اشکال نداره جوجه قراره باهم رفیق شیم و زیاد بیایم اینجاها.
جیمین:اها یعنی پس نوشیدنی بخورم.
تهیونگ:چرا از من میپرسی اختیار خودته( خنده)
جیمین:راست میگین.
تهیونگ:خب میخای برات یه چیزی سفارش بدم.
ادامه دارد.........
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟐
جونگکوک:راستی جیمینی چقدر خوشگل شدی.
جیمین:نه به اندازه تو.
هردو پسر داشتن از هم دیگه تعریف میکردن.
ولی این تهیونگ بود که داشت از حسادت میترکید.
تهیونگ:راستی جیمین.
جیمین:بله جناب وی.
تهیونگ:بیرون از محل کار بهم بگو تهیونگ، دوست جونگکوک دوست منم میشه.
جیمین:چشم جنا_ یعنی تهیونگ.
جونگکوک کپ کرده بود از حرف ته.
بالاخره بعد از چند دقیقه رسیدن.
هرسه جذاب ما از ماشین پیاده شدن و تهیونگ سوییچ رو داد به مسئول پارکینگ و خودش همراه با دو پسر کنارش وارد بار شد.
بوی ال.کل، نوشیدنی های مختلف به مشامتون میخورد.
دختر ها و پسرها وسط، روی سن بودند و بدون اهمیت به بقیه بد.ن هاشون رو همزمان با ریتم اهنگ تکون میدادند و تو حال خودشون بودند.
بعضی ها هم یا درحال سک///...س یا درحال کیس رفتن بودند.
که نگاه تهیونگ به هیونگاش خورد.
هرسه پسر رفتن سمت بقیه.
که جیمین پشت کوک بود و کوک داشت سلام میداد.
جونگکوک:خب هیونگا من با خودم یه مهمون اوردم.
جین:کیه؟ کجاس؟
جونگکوک:همینجاس، جیمین بیا .
که جیمین از پشت کوک اومد اینور و تعظیم کوتاهی کرد.
جیمین:سلام من پارک جیمینم دوست جونگکوک.
هوسوک:سلام جیمینی، چقدر تو کیوت و کوچولویی.
جیمین خنده ای کرد.
نامجون:خب پسرا بشینین.
میزشون دایره ای بود و ترتیب نشست نشون اینجوری بود که اول جونگکوک ، جیمین ، جین، یونگی، جیهوپ و بعدش تهیونگ بود
هوسوک:خب پسرا چی میخورین.
تهیونگ:منکه یک ویسکی.
جونگکوک:منم سوجو.
همه که دیدن جیمین ساکته نامجون گفت.
نامجون:هعی جیمینشی تو چی میخای.
جیمین:امم من یک ابمیوه.
نامجون باشه ای گفت و سفارش هارو به گارسون داد.
تو جمع فقط یک نفر ساکت بود، اونم یونگی بود، داشت با نگاهش جیمینو میخورد.
با خودش میگفت که خدا چه انسانی خلق کرده که از صدتا فرشته هم زیباتره.
کیوته، کوچولوی، جوجه س.
جیمین حس نگاه سنگینی رو رو خودش حس کرد کمی سرش رو بالا اورد که با مردی چشم تو چشم شد که شبیه پیشی ها بود.
خیلی نازو ملوس بود.
تک خنده ای کرد.
جونگکوک برگشت سمت جیمین و گفت.
جونگکوک:جیمین یادته( نیشخند)
جیمین بهت زده به کوک زل زد.
جیمین:چی ها.
جونگکوک:شوگر ددی رو میگم.( نیشخند)
جیمین:اووو پسر میبینم که هنوز یادته، ولی منم هنوز یادم نرفته، ولی تو چی تو که یادت نرفته( نیشخند)
جونگکوک:چی رو.
جیمین:تریسام رو میگم( شیطون )
جونگکوک با این حرف جیمین محکم زد رو شونه ی جیمین و گفت.
جونگکوک:نه داداش قرار خوش بگذره.( خنده ی شیطون)
تهیونگ که بخاطر صدای موسیقی و همهمه ی کلاپ صحبت های جیمین و کوک رو نمیشنید خیلی عصبانی بود.
که جیهوپ پرید.
هوسوک:جونگکوک.
جونگکوک:بله هیونگ.
هوسوک:اون شب و یادته
جونگکوک:کدوم شب.
هوسوک:همون شبی که مست بودی .
جونگکوک:اها( خنده)
هوسوک:بریم برقصیم؟( خنده)
جونگکوک:بریم.
جیهوپ و جونگکوک رفتن وسط و شروع کردن به رقصیدن.
جیمین: تهیونگشی.
تهیونگ:بله.
جیمین:شما همیشه از اینجور جاها میاین.
تهیونگ:منظور.؟
جیمین:یعنی همیشه نوشیدنی های ال.کلی میخورین و میاین بار.
تهیونگ:تقریبا اره، برای چی.
جیمین:هیچی، اخه زیادی نمیام اینجور جاها.
تهیونگ:اشکال نداره جوجه قراره باهم رفیق شیم و زیاد بیایم اینجاها.
جیمین:اها یعنی پس نوشیدنی بخورم.
تهیونگ:چرا از من میپرسی اختیار خودته( خنده)
جیمین:راست میگین.
تهیونگ:خب میخای برات یه چیزی سفارش بدم.
ادامه دارد.........
- ۲.۰k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط