I'm not jealous
I'm not jealous
part 5
رفتم دستشویی دیگه نمیگم چکار کردم خودتون بفهمید
یه آبی به صورتم زدم و تینت صورتی به لبام زدم
لباس فرممو پوشیدم و چتری هامو موج دار کردم
موهامو هم ساده دم اسبی بستم و از اتاقم خارج شدم
رفتم دم در که دیدم تهیونگ نیست
و بله دیدم ساعت شیش و چهل دقیقه است
اینم از ساعتی که مامانم میگه دیره
به سمت اتاق تهیونگ رفتم
اینقدر کیوت خوابیده بود دلم براش سوخت بیدارش نکردم
ولی یک جوری بالشت و بغل کرده بود به ماهیت بالشت شک کردم
بچم نیشش هم چنان باز بود هر کی می دید فکر بد میکرد
نکنه داره خواب دوست دخترشو میبینه؟
به من چه خوبه خودمم خواب پسر دیروزیه رو دیدم
وای چقدر کراش بود
دوست دارم عکسشو قاب کنم به دیوار و هر روز نگاهش کنم
از خونه بیرون زدم
سگ هم توی خیابون پر نمیزد
هندزفریم رو در آوردم و آهنگ گذاشتم (دوست دارید متن آهنگ هم بزارم؟)
به سختی از گوگل مپ آدرس مدرسه رو پیدا کردم
به سختی به سوپر مارکت پیدا کردم
سمت قفسه خوراکی ها رفتم
از بین موچی ها فقط یک دونه مونده بود
اونم طعم توت فرنگیییی
طعم مورد علاقه ام
با دیدنش قری به کمرم دادم
چون قفسه ی بالایی بود روی پاشنه ی کفشام ایستادم تا برش دارم
دستای طریف و جذابی رو دستم قرار گرفت
با احساس اینکه یکی پشت سرمه سرمه برگشتم
صورتش توی فاصله ی دو سانتی صورتم بود
نفس هاش به گردنم برخورد میکردن
لپاش سفید و گوگولی بودن
موهاش بلوند بودن به جرعت میتونم بگم خیلی بهش میومد
به حدی ناز بود که اگه جلوی خودمو نمیگرفتم میرفتم لپاشو گاز میگرفتم
لباس فرم مدرسه ی ما تنش بود
از نیم رخ خیلی زیبا بود
اگه میتونستم این بشر رو توی کالکشن پسر دیروزیه میذاشتم
یهو ازم دور شد
تعجب کردم و به سمت جعبه ی موچی ها برگشتم
آخرین موچی رو برداشته بود
موچی نازنیم
عشق اول زندگیم رو خیلی ساده تر دستم قاپید
از چند سانتی که ازم بلند تر بود سواستفاده کرد
در حالی که داشت دور میشد
عصبی لب زدم
+هی صبر کن
وقتی داشت میچرخید سمتم احساس کردم نوری ازش بر من تابید
همون لحظه آهنگ عاشقانه ای از هندزفریرم پخش شد
منم دهنم باز مونده بود
با صدای رسایی گفت
®چیزی شده؟
تیکت اسمشو خوندم
پارک جیمین
در حالی که مجذوبش شده بودم به سختی لب زدم
+اون مال من بود
part 5
رفتم دستشویی دیگه نمیگم چکار کردم خودتون بفهمید
یه آبی به صورتم زدم و تینت صورتی به لبام زدم
لباس فرممو پوشیدم و چتری هامو موج دار کردم
موهامو هم ساده دم اسبی بستم و از اتاقم خارج شدم
رفتم دم در که دیدم تهیونگ نیست
و بله دیدم ساعت شیش و چهل دقیقه است
اینم از ساعتی که مامانم میگه دیره
به سمت اتاق تهیونگ رفتم
اینقدر کیوت خوابیده بود دلم براش سوخت بیدارش نکردم
ولی یک جوری بالشت و بغل کرده بود به ماهیت بالشت شک کردم
بچم نیشش هم چنان باز بود هر کی می دید فکر بد میکرد
نکنه داره خواب دوست دخترشو میبینه؟
به من چه خوبه خودمم خواب پسر دیروزیه رو دیدم
وای چقدر کراش بود
دوست دارم عکسشو قاب کنم به دیوار و هر روز نگاهش کنم
از خونه بیرون زدم
سگ هم توی خیابون پر نمیزد
هندزفریم رو در آوردم و آهنگ گذاشتم (دوست دارید متن آهنگ هم بزارم؟)
به سختی از گوگل مپ آدرس مدرسه رو پیدا کردم
به سختی به سوپر مارکت پیدا کردم
سمت قفسه خوراکی ها رفتم
از بین موچی ها فقط یک دونه مونده بود
اونم طعم توت فرنگیییی
طعم مورد علاقه ام
با دیدنش قری به کمرم دادم
چون قفسه ی بالایی بود روی پاشنه ی کفشام ایستادم تا برش دارم
دستای طریف و جذابی رو دستم قرار گرفت
با احساس اینکه یکی پشت سرمه سرمه برگشتم
صورتش توی فاصله ی دو سانتی صورتم بود
نفس هاش به گردنم برخورد میکردن
لپاش سفید و گوگولی بودن
موهاش بلوند بودن به جرعت میتونم بگم خیلی بهش میومد
به حدی ناز بود که اگه جلوی خودمو نمیگرفتم میرفتم لپاشو گاز میگرفتم
لباس فرم مدرسه ی ما تنش بود
از نیم رخ خیلی زیبا بود
اگه میتونستم این بشر رو توی کالکشن پسر دیروزیه میذاشتم
یهو ازم دور شد
تعجب کردم و به سمت جعبه ی موچی ها برگشتم
آخرین موچی رو برداشته بود
موچی نازنیم
عشق اول زندگیم رو خیلی ساده تر دستم قاپید
از چند سانتی که ازم بلند تر بود سواستفاده کرد
در حالی که داشت دور میشد
عصبی لب زدم
+هی صبر کن
وقتی داشت میچرخید سمتم احساس کردم نوری ازش بر من تابید
همون لحظه آهنگ عاشقانه ای از هندزفریرم پخش شد
منم دهنم باز مونده بود
با صدای رسایی گفت
®چیزی شده؟
تیکت اسمشو خوندم
پارک جیمین
در حالی که مجذوبش شده بودم به سختی لب زدم
+اون مال من بود
- ۸۴۳
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط