‌ منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوز

‌ منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوز
وسط خاطره ی کوچه ی دل محبوسم

عاشق دلکده ی کوی تو هستم و هنوز
پشت اندیشه ی چشمان دلت محسوسم

شوق دیدار تو دارد دل بی خانه ی من
از سر ذوق به هر گل که رسم ‌می بوسم

از همان لحظه که دیوار دلم ریخت فرو
منم و بانگ مسیحایی این نا قوسم

من و تو ، خلوت کوچه و غروب پاییز
و همان حسرت یک ‌بوسه که من مایوسم

گل گلخانه ی من ، لب بگشا حرف بزن
رحم کن ، دارم از این بی خبری می پوسم
دیدگاه ها (۱)

💙بسم الله الرحمن الرحیم💙هر که صبحش با سلامی برحسین(ع) آغاز ش...

اولین جنگ بعد از گران شدن ماکارونی...خدا بخیر کنه😞😂

رئیسی، در مناظرات انتخاباتی:اقتصاددان‌ها را به خط می‌کنم!+وض...

روز جهانی ماما رو به دولتمردانی که باعث شدن مردم زیر بار گرو...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط