همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کا

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری نمیدادیه شب که همشون توی سیاهی کاغذگم شده بودندمدادسفیدتاصبح کارکرد،ماه کشید...مهتاب کشید...انقدرستاره کشیدکه کوچیک وکوچیک وکوچیکترشدصبح جای خالیش توی جعبه مدادرنگی باهیچ رنگی پرنشد/تقدیم به توکه جای خالیت توجعبه دل من باهیچ رنگی پرنمیشه/
باهیــــچ رنگی
دیدگاه ها (۳)

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری ...

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری ...

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری ...

همه مدادرنگی هامشغول یه کاری بودندجزمدادسفید،هیچکی بهش کاری ...

همه مدادرنگی هامشغول ی کاری بودند جزمدادسفید؛هیچ کس بهش کاری...

مدادرنگیهامشغول بودند. به جزمدادسفید. هیچ کس به اوکارنمداد. ...

همه ی مدادرنگی هامشغول بودند…به جز مداد سفید…هیچ کسی به او ک...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط