هزار شکوه به لب داشتم،هزار افسوس

هزار شکوه به لب داشتم،هزار افسوس
که گریه راه گلویم گرفت و لال شدم

هنوز سال جدایی به سر نرفت ای ماه
که من شکسته تر از پیر ماه و سال شدم

#شهریار
#شعر
دیدگاه ها (۱۷)

می ایستم کنار دریاو طلوع تو را انتظار می کشم.با موج بلند برم...

امروز خورشید درخشان‌تر استو آسمان آبی‌ترنسیم زندگی را به پرو...

یک قدم پیش، یک قدم به عقب، حالِ من وقتِ دیدنت این است!حالِ‌ ...

تنهایی را دوست دارمبه شرط آنکه هر از گاهی،دوستی بیایید تا در...

زاد روزم مبارک♥︎ بیست و سه مرداد هشتادو چهار زاده شدم توی عص...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط