در چشم تو دیدم غم پنهان شده ات را

در چشم تو دیدم غم پنهان شده ات را
پنهان نکن احساس نمایان شده ات را

یا دست بر این قلب پریشان شده بگذار
یا جمع کن آن موی پریشان شده ات را

جز شانه ی پر مهر تو کو شاخه ی امنی؟
گنجشک کم و بیش هراسان شده ات را

گاهی به نگاهی شده یک پنجره بگشا
این عاشق پابند خیابان شده ات را
دیدگاه ها (۰)

عاقبت لب های تو سهم لبانم می شودصورتت ماه قشنگ آسمانم می شود...

چشم تو حکمِ به اعدام ، چه آسان می‌داد ؛پادشاهی که به قتل همه...

به سالها بعد فکر میکنم ! به زیبایی سپیدی موهایمان.میدانستی؟پ...

میگن سنگ باخت تا کاغذ اونو بغل کنه،ولی من میگم؛سنگ از تظاهر ...

بعد از خوردن بستنی و خاموش شدن چراغ‌ها، عمارت در سکوتی عمیق ...

رمان سونادو پارت۱

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط