برایش نوشتم:

برایش نوشتم:
" زیر نور این آباژور
در ازدحام این قرص خواب های لعنتی
جایی در وسعت سرد این تختخواب
شب بخیر هایت گم شده است "
برایم نوشت:
" بخواب
عادت به هیچ چیز صلاح نیست "
و این منطقی ترین لالاییِ نیمه شب های من شد

#پریسا_زابلی_پور
#عاشقانه #تنهایی #غمگین #دخترونه #پروفایل
دیدگاه ها (۱)

کم سن و سال تر که بودم عاشقِ فوتبال بودم...خانوم جون خدابیام...

زد رو شونه م- نه تورو خدا! تو نگاه کن این پسره رو، توو ظل به...

هروقت به آنجا رسیدی که اشک زن ها را دراوردی،فاتحه ات خوانده ...

این مردماگر بویی ببرند از دوست داشتنمانتمام است جانم!همه شان...

این روزها،سایه هم سایه اش را گم میکنداین روزها نه شب اند و ن...

کنار سنگ سردی می نشینم که هیچ #نامی روی آن ننوشته اند؛ هیچ چ...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭𝟵هانا بدون اتلاف وقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط