امشب با «خودم» قرار دارم؛

امشب با «خودم» قرار دارم؛

می خواهم بنشینم رو به رویش
دست هایش را بگیرم و با مهربانی
گونه های خیسش را پاک کنم...
می خواهم مرا از ته دل به خاطر ظلم هایی که در حقّش کردم ببخشد
ببخشد
اگر حواسم به چشم هایش نبود
ببخشد اگر ناخواسته
آدم های کوچک را
به حریم دلش راه دادم و
گذاشتم بی صدا بشکند
حالا روزهای زیادیست
یک عذر خواهی به خودم بدهکارم
باید امشب دست در گردنش بیندازم
پیشانی اش را ببوسم
وَ به «خودم» بگویم:
مگر من مُرده ام که تو
اینهمه تنها باشی...


.
دیدگاه ها (۳۸)

(اجازه دهید کلماتتانباعث قوت قلب دیگران شود الهام بخش آنان ب...

سلام به همه دوستان خوبم .حالتون چطوره؟

پارت ۲

بازی های تاریک پارت سوم

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط