شب فراق درازست من نمی دانم

شب فراق درازست، من نمی دانم
که مبتلای شبم یا از آن گیسویت

شبم چگونه نباشد دراز از هجران
که هیچ می نتوانم گسست از مویت

#امیرخسرو_دهلوی
دیدگاه ها (۱۰)

تو آن …شعر محالی که هنوز ،با دو صد دلهره در ،حسرت آغاز توام ...

گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کنگفتی خوشی تو بی‌ما زین طعنه...

هزاران درد دارم لیک بی توندارد درد من درمان کجایی....! #عطار

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط