- مقدمه -

- مقدمه -

واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی از زندگی من سر دربیاری؟
راستش... خودم هم نمی‌دونم چطور زندگی کردم یا اصلاً از زندگیم چی فهمیدم.
هنوز هم فکر می‌کنم رازهای زیادی هستن که ازشون خبر ندارم؛ رازهایی که با وجود بی‌خبری، هر روز بینشون زندگی می‌کنم.
شاید مجبورم این‌طور زندگی کنم.
شاید همیشه فکر می‌کردم سرنوشتی ندارم؛ اما حالا فهمیدم اگر سرنوشتی برای من نوشته نشده، خودم میتونم بنویسمش..
با مردن من چیزی تغییر نمی‌کنه.
پس باید همه‌ی حقیقت‌ها رو کشف کنم.
چون...
من یک کارآگاهم.
این، سرنوشت منه.
همون سرنوشتی که خودم انتخابش کردم...
و حالا دارم اونو با قلمم روایت می‌کنم.
اسم این سرنوشت طولانیه...
درست به بلندی داستانش.

TEN YEARS OLD LOVE
عشق ده سالگی

....

#fake
دیدگاه ها (۸)

سلام و درود بچه هامن تصمیم نهایی رو درباره فیک عشق ده سالگی ...

جهت جدا سازی نسخه قبلی فیک...

یه حرفی باهاتون داشتم

‏🐺[12:41 | به وقت کره]این اواخر چون به چیزهای زیادی فکر می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط