وقتی چیزی مرا رنج می داد،

وقتی چیزی مرا رنج می داد،
در مورد آن با هیچ کس حرفی نمی زدم.
خودم در موردش فکر می کردم، به نتیجه می رسیدم و به تنهایی عمل می کردم.
نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم...
بلکه فکر می کردم که انسان ها،
در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات دهند...
دیدگاه ها (۱)

وقتی چیزی من را رنج میداد، در مورد آن با هیچ کسی حرف نمی‌زدم...

عاشقانه های شبنم

سعی کردم به خودم هشدار دهم. سعی کردم به یاد بیاورم که امید ...

من برای نجات خودم👤به هر چیزی چنگ زدم..💘به آدم ها🧔🧕به دنیا🌏به...

یک شب غمی بر دلم بود، فکر‌ می‌کردم وقتی فردا شود آن غم خواهد...

چند پارتی

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

☕ مثل چای!خود شما وقتی یک چای تلخ مقابلتان  می‌گذارند چه می‌...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط