فهویت لی الارض جریحا تطک الخیول
فَهَوَیْتَ إِلَی الاَْرْضِ جَریحاً ، تَطَؤُک َ الْخُیُولُ بِحَوافِرِها، وَ تَعْلُوکَ الطُّغاةُ بِبَواتِرِها ، قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبینُک َ ،وَ اخْتَلَفَتْ بِالاِنْقِباضِ وَ الاِنْبِساطِ شِمالُک َ وَ یَمینُک َ ،
🔴 پس بابدن مجروح برزمین سقوط کردی، درحالیکه اسبها تورابا سُم های خویش کوبیدند،وسرکشان باشمشیرهای تیزِشان برفرازت شدند، پیشانیِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حرکت بود ،
تُدیرُ طَرْفاً خَفِیّاً إِلی رَحْلِک َ وَ بَیْتِک َ ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِک َ عَنْ وُلْدِک َ وَ أَهالیک َ ، .
🔴 پس گوشـه نظری به جانب خِیام و حَرَمَت گرداندی، در حالیکه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خویش مشـغول بودی ،
وَ أَسْرَعَ فَرَسُک َ شارِداً ، إِلی خِیامِک َ قاصِداً ، مُحَمْحِماً باکِیاً ، .
🔴 اسبِ سواری ات با حال نفرت شتافت ، شیـهه کشان و گریـان، بجانبِ خیمه ها رو نمود ،
فَلَمّا رَأَیْنَ النِّـسآءُ جَوادَک َ مَخْزِیّاً ، وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیْهِ مَلْوِیّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَی الْخُدُودِ ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات ، وَ بِالْعَویلِ داعِیات ، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلی مَصْرَعِک َ مُبادِرات، .
🔴 پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پای تو را خوار و زبون بدیدند،و زینِ تورابراو واژگونه یافتند، ازپسِ پرده ها(یِ خیمه) خارج شدند،درحالیکه گیسوان برگونه هاپراکنده نمودند، بر صورت ها طپانچه می زدندو نقاب ازچهره هاافکنده بودند، وبصدای بلندشیون میزدند، و ازاوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند،وبه سویِ قتلگاه تو می شتافتند،
وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلی صَدْرِکَ، .
🔴 درهمان حال شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته،
وَ مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلی نَحْرِک َ ،
. 🔴 وشمشیرخویش رابرگلـویت سیراب مینمود،
قابِضٌ عَلی شَیْبَتِک َ بِیَدِهِ ، .
🔴 بادستی مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد،
ذابِـحٌ لَک َ بِمُهَنَّدِهِ ،
. 🔴 (وبادست دیگر)باتیغِ آخته اش سراز بدنت جدامی کرد،
قَدْ سَکَنَتْ حَوآسُّک َ، .
🔴 تمامِ اعضاوحواسّت ازحرکت ایستاد،
وَ خَفِیَتْ أَنْفاسُک َ ، .
🔴 نَفَسهایِ مبارکت درسینه پنهان شد ،
وَ رُفِـعَ عَلَی الْقَناةِ رَأْسُک َ ، .
🔴 وسرِمقدّست برنیزه بالارفت، .
یا حسین(ع)
🔴 پس بابدن مجروح برزمین سقوط کردی، درحالیکه اسبها تورابا سُم های خویش کوبیدند،وسرکشان باشمشیرهای تیزِشان برفرازت شدند، پیشانیِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حرکت بود ،
تُدیرُ طَرْفاً خَفِیّاً إِلی رَحْلِک َ وَ بَیْتِک َ ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِک َ عَنْ وُلْدِک َ وَ أَهالیک َ ، .
🔴 پس گوشـه نظری به جانب خِیام و حَرَمَت گرداندی، در حالیکه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خویش مشـغول بودی ،
وَ أَسْرَعَ فَرَسُک َ شارِداً ، إِلی خِیامِک َ قاصِداً ، مُحَمْحِماً باکِیاً ، .
🔴 اسبِ سواری ات با حال نفرت شتافت ، شیـهه کشان و گریـان، بجانبِ خیمه ها رو نمود ،
فَلَمّا رَأَیْنَ النِّـسآءُ جَوادَک َ مَخْزِیّاً ، وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیْهِ مَلْوِیّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَی الْخُدُودِ ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات ، وَ بِالْعَویلِ داعِیات ، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلی مَصْرَعِک َ مُبادِرات، .
🔴 پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پای تو را خوار و زبون بدیدند،و زینِ تورابراو واژگونه یافتند، ازپسِ پرده ها(یِ خیمه) خارج شدند،درحالیکه گیسوان برگونه هاپراکنده نمودند، بر صورت ها طپانچه می زدندو نقاب ازچهره هاافکنده بودند، وبصدای بلندشیون میزدند، و ازاوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند،وبه سویِ قتلگاه تو می شتافتند،
وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلی صَدْرِکَ، .
🔴 درهمان حال شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته،
وَ مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلی نَحْرِک َ ،
. 🔴 وشمشیرخویش رابرگلـویت سیراب مینمود،
قابِضٌ عَلی شَیْبَتِک َ بِیَدِهِ ، .
🔴 بادستی مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد،
ذابِـحٌ لَک َ بِمُهَنَّدِهِ ،
. 🔴 (وبادست دیگر)باتیغِ آخته اش سراز بدنت جدامی کرد،
قَدْ سَکَنَتْ حَوآسُّک َ، .
🔴 تمامِ اعضاوحواسّت ازحرکت ایستاد،
وَ خَفِیَتْ أَنْفاسُک َ ، .
🔴 نَفَسهایِ مبارکت درسینه پنهان شد ،
وَ رُفِـعَ عَلَی الْقَناةِ رَأْسُک َ ، .
🔴 وسرِمقدّست برنیزه بالارفت، .
یا حسین(ع)
- ۱۹۶
- ۲۱ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط