مردک پست که عمری نمک حیدر خورد,

مردک پست که عمری نمک حیدر خورد,
نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد....

ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف,
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد....

هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم,
نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد....

آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم,
مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد....

سیلی محکم او چشم مرا تار نمود,
مادر از من دوسه تا سیلی محکمتر خورد....

لگدی خورد به پهلوم و نفس بند آمد,
مادر اما لگدی محکم و سنگین تر خورد....

حسن ازغصه سرش را به زمین زد، غش کرد,
باز زینب غم یک مرثیه ی دیگر خورد....

قصه ی کوچه عجیب است (مهاجر) اما,
وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد....

***ای که ره بستی به روی فاطمه(س) در کوچه ها....
گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود...***


بر دشمنان امرالمومنین ،حیدر کرار ، یدالله ، سیف الله ،ولی الله ،
محب الله ، علی ابن ابیطالب ع و بر قاتل حضرت زهرا سلام الله
لعنت...
دیدگاه ها (۱۱)

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام...بی نهایت خسته و افسرده ام...ت...

نمی دانم چه مرگش شده ,این روزهاهی میلرزد . . . .وقتی صبح ،با...

باید که تو را حضرت منان بنویسد, در حد قلم نیست که قرآن بنویس...

چند   سالی    در    فراق  کربلایت   مانده ام ،در   فراق گنبد...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط