پارت بلای جونم

#پارت_14🍯🐼🌻 ‹ بَـلای جـونَـم😌💛 ›
┈┄╌╶╼╸•••‹🌔‌⃟✨›‌•••╺╾╴╌┄┈
💛💛💛💛💛
💛💛💛💛
💛💛💛
💛💛
💛
نگاهم متعجب شد و بی اراده پرسیدم:
_ کدوم دختر؟

مادر مهام سیلی ریزی به صورتش زد.
_ خاک به سرم، نباید جلوی تو میگفتیم! راستش مهام چند سال پیش با یه دختره که معلوم نبود اصل و نسبش کین وصلت کرد ...دو هفته نشد دار و ندار پسر منو به باد داد.

رئیس این رو قبلا به من نگفته بود.
طوری که انگار اصلا شوکی بهم وارد نشده، لبخند ریزی زدم.
_ اها ...قبلا بهم گفته بود!

***
_ چرا بهم نگفته بودی؟

با اخم در حالی که داشت دکمه پیراهنش رو باز میکرد، طرفم چرخید
_ چیو؟

دست به سینه به دیوار پشت سرم تکیه زدم.
_ این که قبلا ازدواج کردی؟

سیبک گلوش بالا پایین شد و بی حس و با غرور نگاهم کرد.
_ واسه چی باید بهت میگفتم؟ مگه مهمه؟ تو اومدی نقش بازی کنی ... این چیزا بهت مربوط نیست!

عجب آدمی بود.
نمیتونست با زبون خوش حرف بزنه.
البته که من از قبل میشناختمش اما خیال نمیکردم حداقل الان که زنشم این رفتار رو ادامه بده.

_ خب ...به هر حال من جلوی بقیه یه جوری وانمود کردم انگار خبر دارم.

تیشرت مشکی رنگش رو پوشید و سمتم اومد.
_ نشستی باهاشون گذشته منو شخم زدی؟
💛💛
💛💛💛
💛💛💛💛
💛💛💛💛💛
┈┄╌╶╼╸•••‹🌔‌⃟✨›‌•••╺╾╴╌┄┈
دیدگاه ها (۰)

#پارت_15🍯🐼🌻 ‹ بَـلای جـونَـم😌💛 › ┈┄╌╶╼╸•••‹🌔‌⃟✨›‌•••╺╾╴╌┄┈💛💛...

#پارت_16🍯🐼🌻 ‹ بَـلای جـونَـم😌💛 › ┈┄╌╶╼╸•••‹🌔‌⃟✨›‌•••╺╾╴╌┄┈💛💛...

#پارت_13🍯🐼🌻 ‹ بَـلای جـونَـم😌💛 › ┈┄╌╶╼╸•••‹🌔‌⃟✨›‌•••╺╾╴╌┄┈💛💛...

بچه ها توی پارت مهام قراره لیلا رو اینطوری بغل کونه آنقدر که...

پارت دهم - قاتل عاشق من

رمان؟عشق مثلثیپارت؟6(تابع قوانین ویسگون) سنا:خانم(اروم) ا/ت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط