اولین دیدارمان یادش به‌خیر

اولین دیدارمان یادش به‌خیر
فکر کردم نیم پنهان من است
با خودم گفتم که بنشین و ببین
شیشه‌ی عمر تو دست این زن است!
.
خنده کرد و اخم کرد و طعنه زد
با خودم گفتم که عادت می‌کنم
هرکسی را بهر کاری ساختند
کار من دیوانه‌ی او بودن است...

امید_صباغ_نو
دیدگاه ها (۴)

سی سال دیر کردی و از عشق خالی‌اممعنای نیمه‌ی پُر لیوان تو نی...

خرقه پوشی من از غایت دینداری نیستپرده ای بر سر صد عیب نهـان ...

شعری بسیار زیبا و پرمعنا با تمام حروف الفبا برای خدا(ا) الا ...

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁷باید منتظر میموندیم مترو بیاد. چون نمی...

تکاپو پارت 82:یعنی چی! 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صدای آخرین خودروی پلیس هم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط