اولین دیدارمان یادش بهخیر
اولین دیدارمان یادش بهخیر
فکر کردم نیم پنهان من است
با خودم گفتم که بنشین و ببین
شیشهی عمر تو دست این زن است!
.
خنده کرد و اخم کرد و طعنه زد
با خودم گفتم که عادت میکنم
هرکسی را بهر کاری ساختند
کار من دیوانهی او بودن است...
امید_صباغ_نو
فکر کردم نیم پنهان من است
با خودم گفتم که بنشین و ببین
شیشهی عمر تو دست این زن است!
.
خنده کرد و اخم کرد و طعنه زد
با خودم گفتم که عادت میکنم
هرکسی را بهر کاری ساختند
کار من دیوانهی او بودن است...
امید_صباغ_نو
- ۲.۱k
- ۱۹ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط