تو که آشفته از اسرار دل شیدائی

تو که آشفته از اسرار دل شیدائی

شود آیا که مرا مرحم خود بنمائی ؟

میشوی چشم مرا ناظر اشکی که چکد

دیده بر حال من زار اگر بگشائی
دیدگاه ها (۳)

آرزو داشتم یار من تو باشی چراغ شام تار من تو باشی آرزو داشت...

"از روزی که تصمیم به رفتن گرفته ای، بلاتکلیفی بین ما موج میز...

بعضـــــے وقتـــــا…این آدمـــــا نیستــن ڪه…تغییـــــر میڪن...

خاطرات، شما را از درون گرم می کنند اما در عین حال شما را پار...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

﷽#مولای‌من‌🍂ای چراغ همه ادوار کجایی آقاای دوای دل بیمار کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط