پارت چهار

پارت چهار

نمی دونستیم که کی قرار بیاد ولی میدونستیم معروفن.
اما:بچه ها سریع باشیم همین قدر دیر شده سریع باشید دیگه اه
اسی:بترکی باشه دیگه.
همه مرتب لباس پوشیدیم با ماشین جسی بل رسیدیم دانشگاه دیدیم چه خبره اون ور؟
جسیکا:بریم ببینیم کین؟
جولیا:به ما چه سریع بریم کلاس یه نگاه به ساعتش کرد وای بچه ها دیر شد.
به زور خودمونو انداختیم توی کلاس انقدر از این پسرای سیریش بدم میاد اه یکی از این پسرا که اسمشو نمیدونم(به من چه مگه مهمه) اومد جلو به به خانوم خوشگلا.
اسی:میری اون ور یا مثل دیروزی دهنتو آسفالت کنم.
پسره:دست شو به نشانه تسلیم‌ بالا برد و گفت:باشه بابا چرا میزنی‌؟
رفتیم نشستیم که یکی اومد کلاس دختر بود گفت بچه ها منظم بنشینید دارن میان.
اما:کی؟
دختره:وایسا میبینی کی هستند؟( همچین میگه کی هستند انگار اکسوعن)
در زدند ما هم به نشانه احترام بلند شدیم وای خدا اینا که اکسوعن( دیدی خودت کردی و لعنت بر تو باد)
سارا:واتتتتتتت؟اینا اینجا چکار میکنن؟
اسی:من میدونم دنبال هفتا دخترن دیشب بهتون گفتم اسکولا.
ولی واقعا خوشگل بودند اومدن کلاس یه دختره که از اون پولدارا و لوس بود اومد جلو گفت :وای خدا اکسوووووو( آب قند میخوای؟)
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجکامیلا اداشو درمیاره همه کلاس منفجر میشه.و اکسو میاد...

پارت شیشاون روزم خداروشکر گذشت اخیش فردا کلاس نداریم. اسی:کس...

پارت سوماستیسیاز ماشین پیاده شدم (بچه ها تو دو پارت قبل شش ن...

اسم کامل بچه هااما هانگوک. کره ای استیسی داسیلوا جونیور. برز...

پارت ۱ بینا- یور# پدر* مادر^^بینا دختر روز اول مدرست دیر میش...

طلسم چشای بانمکت/ p10

part 3مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط