در اغوش خدا گریستم تا نوازشم کند... 

در اغوش خدا گریستم تا نوازشم کند... 

 پرسید پس فرزندم آدمت کو؟؟

اشک هایم را پاک کردم و گفتم:در آغوش حوای دیگریست...
دیدگاه ها (۱)

عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد....زیبا بود؛ا...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل ...

بزرگترین حسرتت خواهم شدروزی رامیبینمکه میان آه کشیدنهای گاه ...

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی ، .....

می بینی آن دلربا را🥲تشنه لبم می کندحصن خدا داده رااشک ترم می...

🔺ستارخان در خاطراتش می گوید: من (در روزهای جنگ) هیچ وقت گریه...

🔺ستارخان در خاطراتش می گوید: من (در روزهای جنگ) هیچ وقت گریه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط