گل من با که نشستی که مرا یادت رفت

گل من با که نشستی که مرا یادت رفت
از نگاهم چه سبب فرصت دیدارت رفت
چه کسی بود در اندیشه ات ای مونس جان
که سحرگاه چنین خفته و بیدارت رفت
به کجا بود تو را زمزمه ای خوشتر از عشق
کاین چنین ساده تو را خاطر دلدارت رفت
از غمت سینه کجا چاک نموده ست کسی
تا که این دلشده از دیده بیمارت رفت
گرمی دست که دلگرمی شبهایت گشت
تب عشق چه کسی بر رخ تبدارت رفت
هوس روی که بوده ست که دلخواهت کرد
اشک هجران که بر دیده خونبارت رفت
دیدگاه ها (۱)

بی قرارم کردی اما بی قرارم نیستیعاشقم کردی و حالا در کنارم ن...

نشد که زندگی ام را کمی تکان بدهینخواستی سر این عشق امتحان بد...

اگر کسی را دوست داری ؛هوایش را داشته باش امااگر برای پر کردن...

من عشق نمیخواهم!عشق مگر این نیست که چندوقت باهم باشیم و بعد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط