آخر ای دوست نخواهی پرسید

آخر ای دوست نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشید

سوخت در آتش و خاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید

داغ ماتم شد و بر سینه نشست
اشک حسرت شد و بر خاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد
چشم من روشن روی تو سپید

جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید

آخر این عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهی دید

دل پر درد فریدون مشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشید

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

وقتی که با منیدوست دارم از چراغ های قرمز رد شومشوقی کودکانه ...

ابتدا فکر میکردمشاید یک اتفاق ساده باشد،تا اینکه بعد از اوهی...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 مرا عمری به دنبالت کشاندی سرانجامم به...

حرف اول و آخر ما......خواهید دید چه خواهد شد..⁨ ⁨ ▪️ کسی که ...

🚩 شعرخوانی طوفانی و حماسی جناب محمد رسولی در مصلای تهران برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط