زفراق چشم نازت دل ودین من فنا شد

زفراق چشم نازت دل ودین من فنا شد
دیدگاه ها (۱)

زمین باران را صدا می زد ومن تورا.

من در عشق مردی که ساخته خیالاتم بود گم شده ام

جان ببر انجا که دل برده ای

درباره ی احساسم نسبت به تو بلا تکلیفمتو بگو چه احساسی داشته ...

نباشی دل میره به فنا@meh-1-3-8-3

نازت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط