Part
Part6
+نترس کاریت ندارم... ولی یک شک ها یی دارم راجب صاحب این جا
_به نظرت کی هست؟
+گفتی مادرت 5 سالگیت فوت کرد؟
_ام ا آره ولی چه ربطی داره پدرت میگفت مادرم هیچ وقت به کتابخانه نمياد
+وصیعت نامه چی؟
_هرچی باشه خانه پدرم هست
+باشه... امشب به پدرم میگم راجب قضیه شاید یک مهمونی برگزار کنه داخل خونتون و تو رو هم
بگه به پدرت که دعوت باید
بکنه اونجا به پدرم میگم که پدرت رو
به حیاط ببره و ما دنبال بگردیم باشه؟
_باشه
فردا *
ا.ت بازنگ گوشی بیدار شد و به سمت گوشی رفت پدرش بود درسته تهیونگ قضیه رو گفته بود جواب داد(علامت پدر")
" سلام
_سلام... بهبه ببین کی زنگ زده
بعد سال ها که نه قرن ها
"بس کن ا.ت
_باشه. کاری داشتی
" امشب دوستم و پسرش
میان میتونی بیای
+ام... باشه میام
"ممنونم خدانگهدار
_خدافظ
راوی ا.ت به کتابخانه رفت امروز خیلی خلوت بود و حتی تهیونگ هم نیومده بود پس کار یونا و ا.ت آسون بود بعد از تمیز کردن کتابخانه را بست
و به سوی خانه حرکت کرد وقتی رفت بالا زنگ خونه خورد پیک بود رفت و بسته را گرفت به
همراه گل رفت🌹🌹🌹🌹🛍️👗
رفت خونه در جعبه را باز کر و متوجه نامه و لباسی که داخل بود شود ا.ت نامه را باز کرد و خواند متن نامه :سلام ا.ت خوبی؟🌹 امروز نتونستم
بیام کتابخانه ولی شب میبینمت این لباس
رو واست گرفتم شب بپوشی از دوستت
یونا
کمک گرفتم امیدوارم خوشت بیاد
از
طرف تهیونگ
+نترس کاریت ندارم... ولی یک شک ها یی دارم راجب صاحب این جا
_به نظرت کی هست؟
+گفتی مادرت 5 سالگیت فوت کرد؟
_ام ا آره ولی چه ربطی داره پدرت میگفت مادرم هیچ وقت به کتابخانه نمياد
+وصیعت نامه چی؟
_هرچی باشه خانه پدرم هست
+باشه... امشب به پدرم میگم راجب قضیه شاید یک مهمونی برگزار کنه داخل خونتون و تو رو هم
بگه به پدرت که دعوت باید
بکنه اونجا به پدرم میگم که پدرت رو
به حیاط ببره و ما دنبال بگردیم باشه؟
_باشه
فردا *
ا.ت بازنگ گوشی بیدار شد و به سمت گوشی رفت پدرش بود درسته تهیونگ قضیه رو گفته بود جواب داد(علامت پدر")
" سلام
_سلام... بهبه ببین کی زنگ زده
بعد سال ها که نه قرن ها
"بس کن ا.ت
_باشه. کاری داشتی
" امشب دوستم و پسرش
میان میتونی بیای
+ام... باشه میام
"ممنونم خدانگهدار
_خدافظ
راوی ا.ت به کتابخانه رفت امروز خیلی خلوت بود و حتی تهیونگ هم نیومده بود پس کار یونا و ا.ت آسون بود بعد از تمیز کردن کتابخانه را بست
و به سوی خانه حرکت کرد وقتی رفت بالا زنگ خونه خورد پیک بود رفت و بسته را گرفت به
همراه گل رفت🌹🌹🌹🌹🛍️👗
رفت خونه در جعبه را باز کر و متوجه نامه و لباسی که داخل بود شود ا.ت نامه را باز کرد و خواند متن نامه :سلام ا.ت خوبی؟🌹 امروز نتونستم
بیام کتابخانه ولی شب میبینمت این لباس
رو واست گرفتم شب بپوشی از دوستت
یونا
کمک گرفتم امیدوارم خوشت بیاد
از
طرف تهیونگ
- ۴.۴k
- ۲۴ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط