روزی که آغاز شدم در این دنیای مجازی گمان میکردم تا بینهای

روزی که آغاز شدم در این دنیای مجازی گمان میکردم تا بینهایت ادامه داشته باشم. اما امشب دلم از من

میخواهد که اینجا را ترک کنم. هرچند سخت است برای انگشتانم وقتی که دیگر نمی توانند کلمات را

بنویسند.هر چند دلم برای تمام انها که نه دیده بودمشان ونه میشناختم تنگ میشود .

حتما مهربانی تمام دوستان مجازی را در بقچه ای پیچیده ودر چمدان قلبم قایم میکنم وهرروز خاموش و

بیصدا به آنها سر میزنم.

شاید دوباره یک روز برگردم .اما الان باید بروم.خداحافظ دلم دارد صدایم میزند. تمام سلامهای دنیا

سهم شما وبرای من فقط یک لبخند شما کافیست.

        خدا نگهدار  .تا عبوری دوباره تنها سبزی شما را آرزو میکنم. این قصه هم بپایان رسید,جان شما و جان خاطره هامان,
خدا حافظ


الکی مثلا خخخ
دیدگاه ها (۳)

;)

اینم پیتزای میوه نظرتون چیه؟

ریا نشه

هههههه

No Copyهر سلامی را خداحافظی در پی است و هر شروعی را پایانی ر...

هر سلامی را خداحافظی در پی است و هر شروعی را پایانی روزی که ...

خداحافظ دلم دارد صدایم میزند. تمام سلامهای دنیا سهم شما وبر...

دلم برای دلتنگی هایم تنگ شده است.دلم یک جرعه چای میخواهد با ...

هیچ آغازی زیباتراز سلام نیست هر سلامے را خداحافظے در پے است ...

هیچ آغازی زیباتراز سلام نیست هر سلامے را خداحافظے در پے است ...

خیلی دلم تنگ شده میتونی بفهمی عمرم...

اندوه بزرگ ۱۲

واقعیتی عجیب که استحقاق خواندن را دارداین از قصه ی شوهرش...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط