تو اگر مال من بودی

تو اگر مال من بودی
می نشستم گوشه ای
آرزوهایت را یک به یک
به روی کاغذ می آوردم
تا روزی آنان را برآورده کنم
آخر آرزوهای تو آرزوهای من است ..!
تو اگر مال من بودی
به جای تو بغض می کردم و اشک می ریختم
دلم می خواست
همیشه صدای خنده هایت را بشنوم
تو اگر مال من بودی
هر روز عشق را به خانه می آوردم
تا عاشقی را از یاد نبرم
به راستی
چه می شد اگر تو مال من بودی …
ا
دیدگاه ها (۱)

شب عروسی شبی هست که با تمام وجود با عشقتهمون کسی که همه زندگ...

سرش پایینه و سرگرم کارشهصداش میکنمبر میگرده سمتم- جونم ؟!- ی...

زنـــــی که راه میرود بغــــض میکند و سیــــگار میکشدجنســـی...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

#عاشقانههمه چیز را از دسـت داده ام؛ جز ایمانم به خـوب بودن ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط