نگاه ساده‌ای حتی به سوی آسمان کافی است

نگاه ساده‌ای حتی به سوی آسمان کافی است
دعای نیمه جان و خسته‌ی یک باغبان کافی است

برای شهر تاریکی که از خورشید می‌ترسد
صدایی در بلندای مناره یک اذان کافی است

اگرچه باغ تسلیم فضای زرد خواهد شد
نشان زندگی در کاج‌ها در این خزان کافی است

اگرچه بین من تا تو پر است از مرز بسته، باز _
بدون چشم‌هایت یاد یار مهربان کافی است

به سوی ابرها پرواز مشکل نیست باید دید
که حتی آن شروع ساده از یک نردبان کافی است

فقط با یادگاری‌های تو ما زنده می‌مانیم
وجود یادگاری‌های تو در هر زمان کافی است

تمام ایده‌ها یا ذهن‌ها از نور می‌ترسند
حضور روشنت در فکرهای جاودان کافی است
دیدگاه ها (۱)

ﺳﻔﺮ ﺑﺨﯿﺮ ﮐﻪ ﻣﻨﻬﻢ ﻣﺴﺎﻓﺮ ، ﺳﻔﺮﻡﺯ ﺷﻬﺮ ﻭ ﮐﻮﭼﻪ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺠﺬﻭﺑﻢﺗ...

ذکرِ خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر وقرار...

دردا که اسیر ؛ننگ و نامیم هنوز..دربند هوای ؛خاص و عامیم هنوز...

دچارِ تڪـرارم و درگیرِ اوپایِ دلم بستہ بہ زنجیرِ اواو ڪہ :مر...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

رقص سایه‌ها | پارت هشتم: «نقشه‌های پنهان در پسِ تاریکی»صدایِ...

👈👈👈👈👈👈👈👈مهم یک موضوعی رو برات میگممنتهی نیاز هست خودت هم یکم...

👈👈👈👈👈👈👈👈مهم یک موضوعی رو برات میگممنتهی نیاز هست خودت هم یکم...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁵دو روز بعد...زخم‌های جونگکوک کمی به...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

مرضیه نیکویی

#سقای_آب_و_ادب#قسمت_هشتم🌑 و خواهش دیگر، مولای بی مثل و نظیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط