فیک کوک

فیک کوک
عشق تدریجی
پارت11
وارد شدم یهو یه چیزی به چشمم خورد
واهاایی خداااا اون جیمینه پدرصگ اخه کت شلوار قرمز رنگه تو پوشیدی مرگ بگیری(خدانکنه)

چقدر تو چشمهههه ولی با موهای بلوند جذاب شده بود
اخ جلسهه رفتم نشستم یکم زرت و پرت کردن و جلسه تموم شد

رفتم به یونا زنگ زدم و حوال و احوال خونه رو ازش پرسیدم خبری نبود
رفتم شرکت مدلینگ

با چند نفر مدل قرارداد بستیم
و اومدم خونه
شام خوردم حدود ساعت8 بود
یه مسیج اومد برام

ناشناس بود یه ادرس فرستاده بود بدون هیچ حرفی
خوب از اونجایی که مال و اموال زیادی دارم ترسیدم

و کرم درونمم فعال شد چون خیلی وقت بود هیجان نداشتم و روزام تکراری بود تازه
فرداو پس فردا دانشگاه تعطیله پسسس
لعسه بعووو(یادی از بیرانوند)😂😂😂

یه تیپ تامبوی زدمو راه اوفتادم طرف ادرس
ویو کوک.
...............
دیدگاه ها (۰)

فیک کوکعشق تدریجیپارت12ویو کوکبه هکرام گفتم شمارشو پیدا کننب...

فیک کوکعشق تدریجیپارت13چشمام اندازه دوتا کاسه بازشدگفتم.چیی...

فیک کوک عشق تدریجی Part10ویو ا.تاعینک افتابیشو برداشتاهههههه...

فیک کوکعشق تدریجیpart9فلش بک به 3روز قبلویو جونگکوکداشتم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط