یک قدم مانده به شکنجه گاه من

یک قدم مانده به شکنجه گاه من
وعده ی ما همانجاست
من سقوط می کنم
تو هم تماشا می کنی
تاتر جالبیست
رقص موهایم در آواز وحشیانه ی مرگ
جنون تو گریبانم را می فشارد
تو حتی دستانت را برای خداحافظی تکان نمیدهی
چه بی تفاوت می شنوی این سمفونی زوال را
آری
گفته بودی دل مبند
دیدگاه ها (۸)

قد وبالای تورا ماه ندارد گل مناینقدر چانه نزن راه ندارد گل م...

برای دوست داشتنتمحتاج دیدنت نیستم...اگر چه نگاهت آرامم می کن...

من وتنهایی و شمعی که سو سو میزند هر دمنمیدانی که غم دارم ،نم...

از شب نهراسیم... که مهتاب تویی توما را چه غم از غصه!؟ می ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط