بچین میز قمارت را دل از من روی ماه ازتو

بچین میز قمارت را دل از من روی ماه ازتو
بیا بردار بازی کن سفید از من سیاه ازتو
همیشه آخر بازی کسی که سوخت من بودم
همیشه باخت بامن بوده گاه از عشق گاه ازتو

تو رُخ میتابی و من قلعه ات را آرزومندم
خر است این اسب اگر یک لحظه بردارد نگاه ازتو

تمام خانه ها را بر سرم آوار کردی و
کسی جرأت ندارد تا بگیرد اشتباه از تو

قشنگم ، فیل ما مست است و گاهی کجروی دارد
نگیری خرده بر مستان اگر بستند راه از تو

مطیع رإی خوبانم . چه بگذاری چه برداری
کماکان برنمی گردد سر ما بی کلاه از تو
در این بن بست حیرانی کجا میرانی ام ؟ دیگر
چه دارم رو کنم زیبای کافر کیش،آه ازتو
دیدگاه ها (۲)

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟دام بگذاری اسیرم‌، ...

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانمهمه هستی تویی ، فی ال...

‌ فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر استبعدها دیدم در آغوشش بمی...

ای خیره به این خیره چه زیباست نگاهت !جانم به لب آمد چه فریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط