مردی در جزیره ای افتاد که همه ساکنینش زن بودند...

مردی در جزیره ای افتاد که همه ساکنینش زن بودند...
زنها تصمیم گرفتند مرد را اعدام کنند...
و پیش از اعدام از او خواستند که آخرین درخواستش را بگوید.









مرد گفت: می خواهم زنی مرا اعدام کند که خود را زشت ترین زن جزیره می بیند.!

طبیعتا مرد تا الان زنده است، مغازه ای باز کرده و خداروشکر اوضاعش روبراهه.
دیدگاه ها (۱)

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

#مرد #زن #زندگی #رابطه #توجه#مرد_قوی #مرد_خسته #مرد_تنها #زی...

رمن:گناه ابی p:3سه روز از ورودم به عمارت مهراد گذشته بود.هر ...

داستان عاشقانه جدید

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

🌹 رزهای خونینپارت دومصبح روز بعد، یونا مثل همیشه زودتر از سا...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط