داستان از آنجا شروع شد که تو اسمه تمام هرزگی هایت را آزاد

داستان از آنجا شروع شد که تو اسمه تمام هرزگی هایت را آزادی گذاشتی . . .
و من از آنجا بی غیرت شدم که فکر میکردم به تمدن رسیده ام
دیدگاه ها (۳)

۱۸ آگوستوقتی تو را دیدم شروع کردم به دوست داشتن درد هایم شای...

من برای نجات خودم👤به هر چیزی چنگ زدم..💘به آدم ها🧔🧕به دنیا🌏به...

روز اولی که باهات حرف زدم یه حسی میگفت زیاد دل نبند ها تهش ق...

شب بخیر آرام دلم.🫂امروز هم با فکرِ تو تمام شدو دوباره عاشقت ...

‏✅ باز خارجی‌ها یه جایزه‌ی بدرد نخور انداختن جلوی این سلبریت...

سلام پرنسسام.... خوبین؟؟ 🫠🫠بفرمایین پارت جدید.... The unwant...

آف

درگیریما الان میگید داداش چقدر تو پیکمی ای_😎🥀چیز دو سه هفته ...

دزیره کلاری میگفت ؛ فکر میکردم بزرگ شدم تا وقتی که عاشق شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط