بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،
تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،
چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،
هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…
دیدگاه ها (۷)

ریتم خنده هایت رادوست دارم...حرفهایت ارامم میکند...در بین تم...

عشقم...من ازکل این دنیافقط چشمای نازت رومیخوام...چشمایی که ب...

هوای قلب من.. امشب هوای سرد تنهاییست.. دل من یاد تو افتاد.. ...

بـراےتصاحبـت نمـی جنگــم احاطـه ات نمےکنـم تا مال من شـوے با...

My professor Part:67 گاهی نگاهمون به هم گره میخورد اما چشماش...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط