SHATTERED GUARD

ساعت بزرگ روی دیوار سالن امتحانات، با صدای تیک‌تاکِ عصبی‌کننده‌ای، ۱۸ دقیقه مانده به شروع را نشان می‌داد. شارلوت با عجله کتاب‌هایش را در کمدِ ورودی گذاشت. انگشتانش که هنوز از تمرین دیروز زخم بود، موقع لمس مداد کمی می‌لرزید، اما او مصمم بود. او می‌خواست ثابت کند که مغزش بسیار قدرتمندتر از بازوهای زمختِ جونگ‌کوک است.

وارد سالن شد. صندلی شماره ۱۲۴. نشست و نفس عمیقی کشید تا بوی کاغذِ نو، جایگزین بوی تند باشگاه در حافظه‌اش شود. مراقب‌ها با قدم‌های بی‌صدا برگه ها را پخش کردند.

شارلوت برگه را جلوی رویش گذاشت. نام و نام خانوادگی: شارلوت پارک.

نگاهی به سوال اول انداخت. “تحلیل حقوقی قراردادهای مدنی…” لبخندی روی لبش نشست. او برای این لحظه جنگیده بود. شروع کرد به نوشتن. کلمات پشت سر هم روی کاغذ می‌نشستند. او در دنیای قوانین و منطق غرق شده بود، جایی که هیچ “مربیِ بددهنی” وجود نداشت تا به او توهین کند.

بیست دقیقه از امتحان گذشته بود و شارلوت با تمرکز کامل، برگه دوم را پر می‌کرد. سکوتِ مطلقِ سالن فقط با صدای کشیده شدن قلم‌ها روی کاغذ و سرفه‌های گاه‌وبی‌گاه شاگردان شکسته می‌شد.

ناگهان، صدای سنگین و خشنِ باز شدن درهای بزرگ سالن، سکوت را مثل یک ورق شیشه خرد کرد.

شارلوت تکانی خورد، اما سرش را بلند نکرد. فکر کرد شاید یکی از مراقب‌هاست. اما صدای قدم‌هایی که به سالن وارد شد، با صدای کفش‌های پاشنه‌بلندِ مراقبان یا کفش‌های طبیِ اساتید فرق داشت. صدای برخوردِ پوتین‌های نظامی و سنگین روی سرامیک‌ها بود؛ ضرباتی محکم و با اعتماد به نفس.

«کدوم‌تون شارلوت پارک‌ه؟»

صدایی دورگه، بلند و کاملاً بی‌ادبانه در فضای مقدسِ امتحان پیچید.

قلب شارلوت برای یک لحظه ایستاد. آن صدا… آن لحنِ طلبکار و آن خشونتِ پنهان را در میان هزاران نفر هم تشخیص می‌داد. مداد از دستش سر خورد و روی زمین افتاد.

با وحشت سرش را بلند کرد. درست در ابتدای راهروی صندلی‌ها، جونگ‌کوک ایستاده بود. او هنوز همان تیشرت مشکی جذب دیروزی را به تن داشت، با بازوهایی که تتوهایش زیر نور مهتابی‌های سالن خودنمایی می‌کرد. صورتش به خاطر ضربه‌ی دیروزِ شارلوت کمی کبود بود و چسب زخمی روی گوشه‌ی لبش داشت که او را ترسناک‌تر و وحشی‌تر نشان می‌داد.

مراقبِ پیرِ سالن با دستپاچگی به سمت او دوید: «آقا! شما کی هستید؟ اینجا جلسه امتحانه، حق ندارید وارد بشید!»

جونگ‌کوک بدون اینکه حتی به مراقب نگاه کند، با چشمانی درنده میان صندلی‌ها چرخید تا اینکه نگاهش روی شارلوت قفل شد. نیشخندی کج روی لبش نشست که باعث شد زخمِ گوشه‌ی لبش دوباره دهن باز کند.
ادامه دارد..
دیدگاه ها (۰)

SHATTERED GUARD

SHATTERED GUARD

SHATTERED GUARD

SHATTERED GUARD

پیشت اومدم...۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط