#درخواستیـــ

#درخواستیـــ
سناریو[وقتی از تاریکی می‌ترسی و داداش اعضا اذیتت می کنه]

نامجون: اگه یه بار دیگه ا.ت رو اذیت کنی با من طرفی

جین: یاااا انقد رو اعصاب نباش ....ا.ه تویم انقد از تاریکی نترس

شوگا:* داداششو کتک میزنه و میاد پیشت *

جیهوپ : *میاد بغلت میکنه نمی زاره دیگه اذیتت کنن و میگه * نترس من نورتم دیگه

جیمین:هی....ا.ت منو اذیت نکن فهمیدی بچه

تهیونگ: نمی بینی می ترسه

کوک: اگه بهت یه شیر موز بدم از جلو چشمم گم میشی
دیدگاه ها (۶)

سناریو[ وقتی به شوخی میگی دوست ندارم و به اجبار باهات ازدوا...

۸ تا لایک دیگه پارت بعدی خون‌آشام جذاب من که این پارتم اصمات...

#درخواستیـــ سناریو[ وقتی از حموم اومدی بیرون و حوله نداری ...

#درخواستیـــ سناریو [ وقتی تو خواب بهشون لگد میزنی و میگی بر...

تکپارتی از فلیکس (غمگین) ( علامت ا/ت:+) افسرده شده بودی عشقت...

رمان : قلب در تاریکی

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط