در بعضي طوفانهاي زندگی، کم کم ياد می گيری که نبايد توقعي

در بعضي طوفانهاي زندگی، کم کم ياد می گيری که نبايد توقعي داشته باشی مگر از خودت.
متوجه می شوی, بعضي را هرچند نزديک، اما نبايد باور کرد.
متوجه می شوی روی بعضي هر چند صميمی، اما نبايد حساب کرد.
می فهمی بعضي را هر چند آشنا، اما نمي توان شناخت و اين اصلاً تلخ نيست، شکست نيست.
آگاه شدن تاوان دارد. ممکن است در حين آگاه شدن درد هم بکشی.
اين آگاهی دردناک است اما هرگز تلخ نيست ...
دیدگاه ها (۰)

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #خدا #زندگی #انسان #کار_خوب #زیبا #خ...

عکاسا یه چیزی دارن به اسم ISO؛ میزان حساسیت سنسور دوربین به ...

morning bitter 🌅port 14کم کم در این خانواده رازهای برملا می...

اسیر مافیا پارت ³سیاهی مطلق...ویو ا.ت بعد از اون دیگه چیزی ی...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

لحظه‌ای که نازنین کنار سینا نشست، انگار زمان برای تمام آن پن...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p2 اخراینکه اون دون...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۷‌در میانه‌ی هسته‌ی ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط