احمدشاملو



ﺍﺯ ﺑﻬﺎﺭ
ﺣﻆ ّ ﺗﻤﺎﺷﺎﺋﯽ ﻧﭽﺸﻴﺪﻡ،
ﻛﻪ ﻗﻔﺲ
ﺑﺎﻍ ﺭﺍ ﭘﮋﻣﺮﺩﻩ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ .
ﺍﺯ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻭ ﻧﻔﺲ
ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ
ﻛﻪ ﻟﺐ ﺍﺯ ﺑﻮﺳﻪ ﻧﺎ ﺳﻴﺮﺍﺏ

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

‌به نام تو امروز آواز دادم سحر رابه نام تو خواندمدرخت و پل و...

در سر هوس عشق تو دارم همه روزدر عشق تو مست و بیقرارم همه روز...

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیردز هر در می‌دهم پندش ولی...

دوست داشتنتسحرخیز ترین حس دنیاستکه صبح هاپیش از باز شدن چشم ...

#سخن_خدا «٦» ﻭَﺃَﻧَّﻪُ ﻛَﺎﻥَ ﺭِﺟَﺎﻝٌ ﻣِّﻦَ ﺍﻟْﺈِﻧﺲِ ﻳَﻌُﻮﺫُﻭ...

#سخن_خدا «١٧» ﺇِﻥَّ ﺍﻟْﻤُﺘَّﻘِﻴﻦَ ﻓِﻲ ﺟَﻨَّﺎﺕٍ ﻭَﻧَﻌِﻴﻢٍ ﻫﻤﺎ...

#سخن_خدا ﺇِﻧَّﻤَﺎ ﻭَﻟِﻴُّﻜُﻢُ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻭَﺭَﺳُﻮﻟُﻪُ ﻭَﺍﻟَّﺬِﻳ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط